روزهاي من به روايتي ديگر

خرید بک لینک
من همه زندگیم رو وقف دیگران کردمهمه اشومن اونیم که مایه عبرتممن اونم که بقیه نشونش میدن و میگن مثه این نباشینمن هیشکی رو ندارم که منو بخوادمن هیشکی رو ندارم که دلش برام تنگ بشهاگه نباشم شاید کارشون چند وقتی لنگ بشه ولی کسی دلتنگ نمیشهمن اونیم که وقتی نیست همه میگن آخی راحت شدیممن اونیم که نه خانواده حمایتگری دارم نه شوهر پشت و پناهمن همونیم که برا خوشحال کردن دیگران خودشو نابود میکنه و تهش همش خسته و عصبیه و داد میزنه، اونی که همه ترجیح میدن نباشهاونی که همه میگن دیگران چه جوری تحملش میکننمن اونیم که هیشکی خر حمالیش برای راضی کردن فول تایم بقیه رو نمیبینهمن همونم که تهش هیشکی نمیخوادشمن همونممن همونم که امشب وقتی پسرم گفت مامان که ضعیفتره، زورش تو دعوا برسه و شوهر گفت نه باید همیشه از زنت بترسی دلم برای خودم سوختهیشکی هیشکی منو نمیبینهبابام یه بند سرزنشم میکنهشوهرم میگه خسته است و من فقط میخوام نباشمکاش صبحو نبینمکاش دیگه نفس نکشمکاش بمیرمکاش تموم شممن که لذتی نمیبرم از این دنیالحظه لحظه پر اضطراب زندگیم برام عذابهچرا اومدم؟اون لایه رویی، اون من نیستم و اینکه هیشکی منو نمیشناسه درد داره، زیاد، خیلی زیاد... روزهاي من به روايتي ديگر...

ما را در سایت روزهاي من به روايتي ديگر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1402 ساعت: 13:44

صفحه بندی